ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 17 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

نانازی خوابیدی...

1390/9/7 12:51
نویسنده : ندا
374 بازدید
اشتراک گذاری

دیشب 6 آذرماه 90، عمه زینب اینا اومدن خونمون، شما هم خواب بودی، دیگه با سروصدایی که راه افتاد بیدار شدی، شب که خواستیم بخوابیم سرحال شده بودی وتصور نمی کردم که به این زودیها خوابت ببره، در حالت خوابیده بغلت کردم و آروم آروم نازت می کردم، مرتب بوست می کردم و تو هم  آروم بهم نگاه می کردی، ابوالفضل نمی دونی چه کیفی داد، توی همین حالت چشمات سنگین شدو خوابیدی، الهی قربونت برم که چه نانازی خوابیدی...

اینم عکس با حانیه جون و هومن جون دخترعمه و پسرعمه ت...

114 روزه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (7)

خاله منای جیگرررررررر
7 آذر 90 18:56
نانازی دلم برات تنگ شدش اینطوری دیدمت
واااااااااای خدایا
معلومه که حانیه و هومن خیلی خوشحالناااااااااا
دلم هواتو کرد خاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااله


منم دلم هواتون و کرده
مامان محمد پارسا
7 آذر 90 19:24
نانازمون مردی شده دیگه رسم مهمون نوازی رو خوب می دونه از همه مهمتر اینکه مامانی رو اذیت نمی کنه نازشو برم انشاالله نی نی من هم مثل تو باشه خاله جون


ایشاالله
mamani helena
7 آذر 90 22:40
ey joonam che naz shodi mashala


مرسی خاله
مامان ماهان
8 آذر 90 8:40
الهی چقدر بزرگ شده 1000000 ماشاالله


ممنونم
مامان رادين
8 آذر 90 14:19
سلام
نازي خاله اي
حسابي مردي شدي
ماماني مي بيني چه حالي مي ده وقتي اينجور ي مي خوابن.
ابوالفضل جون رو از جاي من ببوس


سلام خیلی ممنون
مامان محمد پارسا
8 آذر 90 19:31
مامان ویستا
8 آذر 90 20:54
آخی چه با مزه خوابیده، چه حالی به مامان ندا!
یه نکته ی بامزه ی دیگه هم اینکه هم مادر و پسر هر دو دختر و پسر عمه ی هم نام دارن.درسته؟



سلام بهجت جونم
بله
هردومون دخترعمه پسرعمه هم نام داریم
چه نکته بین